دانلود لیست 100 فعل مهم و پرتکرار در زبان انگلیسی
تاریخ انتشار: 5 جولای 2020
آخرین بروزرسانی: 14 دسامبر 2020
دانلود لیست 100 فعل مهم و پرتکرار در زبان انگلیسی را برای شما آماده کرده ایم. این لیست هر سه حالت افعال را به صورت حالت ساده Simple Form، حالت گذشته ساده Simple Past و فرم سوم Past Participle را شامل می گردد. ضمناً علاوه بر تعیین سه حالت فعل، نوع بی قاعده نیز به طور کامل و با رنگ متمایز مشخص شده است.
بهترین و سریع ترین راهکار یادگیری واژگان انگلیسیاستفاده از لیست های پرتکرار است.
دانلود لیست 100 فعل مهم و پرتکرار در زبان انگلیسی
کلیک کنید: دانلود لیست در فایل پی دی اف
افعال Verbs از مهمترین اقسام واژگان در هر زبانی هستند. فعل نشان دهنده انجام یا حالت کار می باشد. برای صرف فعل در زبان انگلیسی بایستی هر سه حالت Simple Form – Past Form و Past Participle را بدانیم. ضمناً افعال زبان انگلیسی به دو صورت با قاعده و بی قاعده بکار می روند.
یعنی برای ساخت برخی زمانها مانند گذشته ساده یا گذشته کامل از قانون افزودن ed به انتهای فعل استفاده نمی شود. در این صورت بایستی فعل به صورت سماعی حفظ شود. در لیست برای شما هر سه حالت نیز مشخص شده که در شکل بی قاعده irregular با رنگ قرمز مشخص می باشد.
بخشی زیادی از این واژگان در لیست های پرکاربرد و واژگان پرتکرار زیادی قرار دارد. زبان آموزان بایستی معنا، تلفظ صحیح، کاربرد دقیق در جمله و ترکیبات آن را یاد بگیرند.
یک مثال برای زبان آموزان:
to pull
فعل to pull در دیکشنری انگلیسی به فارسی آریانپور نسخه شش جلدی دارای معانی زیر می باشد. ترکیبات آن نیز به طور دقیق ذکر شده است. زبان آموز بایستی برای هر 100 فعل این ترکیبات و معانی را همراه با مثال بیاموزد.
pull
كشيدن، (بهطرف خود) زور دادن
the horse was pulling the cart
اسب گارى را مىكشيد.
to pull a tooth
دندان كشيدن
suddenly she pulled a gun
ناگهان هفت تير كشيد.
to pull a drawer
كشو را كشيدن
to pull a rifle’s trigger
ماشهى تفنگ را كشيدن
كندن، درآوردن
to pull a cork from a bottle
چوب پنبه را از بطرى درآوردن
to pull a plant by the root
گياهى را از ريشه كندن
to pull a wheel from a car
چرخ ماشين را درآوردن
دريدن، پاره كردن
to pull a seam
درز (لباس) را شكافتن
(عضله) ضرب ديدن، ضرب ديده كردن
to pull a muscle
ضرب ديدن عضله
(عاميانه) انجام دادن، به انجام رساندن
to pull a raid
اقدام به حملهى ناگهانى كردن
what are you trying to pull?
مىخواهى چه حيلهاى بزنى؟
خوددارى كردن، جلوگيرى كردن
to pull one’s punches
از مشت محكم زدن خوددارى كردن
(محلى) دل و رودهى مرغ يا پرنده را در آوردن، (مرغ را) پاك كردن
(قايقرانى) پارو را به طرف خود كشيدن، پارو زدن، (با پارو زدن) به حركت درآوردن
(به سيگار و غيره) پك زدن، پك
he took a pull at his pipe
يك پك به پيپ خود زد.
(يك جرعه) نوشيدن، جرعه، قلپ
she took a pull at the water
يك جرعه از آب را نوشيد.
سربراه بودن، مطيع بودن، چموش نبودن
(با: yawa يا daeha يا tuo و غيره) راندن
كشش، كشانش
give the rope a good pull
طناب را خوب بكش!
كار سخت و مداوم
it’s a long pull up the hill
بالارفتن از تپه كارى سخت و طولانى است.
هر چيز كشيدنى: دستهى كشو، كشنه
a bellpull
طناب زنگ
(عاميانه) گيرايى، جاذبه، جذب كردن، جلب كردن
the race pulled a large crowd
